حسن سيد اشرفى

642

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

قاعدهء مساوى مساوى يك شىء با آن شىء مساوى است لازم مىآيد ارادهء تشريعيّه يعنى علم به صلاح وقتى مساوى با اراده كه مساوى و متّحد با طلب بوده باشد با طلب نيز مساوى و يكى باشد ، و در نتيجه بايد گفت ؛ در خطابات شرعى آنچه كه با صيغه انشاء مىشود عبارت از طلب و علم به صلاح افعال است . مثلا وقتى شارع مىفرمايد « اقيموا الصّلاة » يا « جاهد الكفّار و المنافقين » در اين خطابات آنچه انشاء شده عبارت از انشاء علم به صلاح و مصلحت صلاة و جهاد است همان‌طور كه انشاء طلب شده است . 573 - نظر مصنّف نسبت به توهّم ناشى از اينكه ارادهء تشريعيّه همان علم به صلاح بوده و در نتيجه لازم مىآيد در خطابات شرعيه آنچه انشاء شده عبارت از علم به صلاح باشد چيست ؟ ( لكنّك غفلت . . . الطّلب الخارجىّ ) ج : مىفرمايد : اينكه در خطابات شرعيّه آنچه كه انشاء شده عبارت از علم به صلاح مىباشد به دليل اينكه علم به صلاح با طلب يكى بوده و متّحد هستند توهّمى نادرست و باطل است . چرا كه اوّلا : اراده و طلب هم از نظر مفهوم و هم از نظر مصداق يكى بوده و متّحد هستند ولى علم به صلاح از نظر مصداق و در خارج با طلب يكى بوده و متّحد با آن مىباشد و نه از نظر مفهوم . ثانيا : مفهوم علم به صلاح عبارت از انكشاف امور و اشياء در نزد ذهن بوده ولى مفهوم اراده عبارت از شوق مؤكّد مىباشد و اين دو از نظر مفهوم باهم مغايرند . ثالثا : در خطابات و اوامر شرعيّه آنچه با صيغهء امر انشاء مىشود عبارت از مفهوم طلب است و نه مصداق طلب . نتيجه آنكه وقتى علم به صلاح با طلب اتّحاد مفهومى نداشته بلكه تغاير دارند و از طرف ديگر در خطابات شرعيّه آنچه انشاء مىشود عبارت از مفهوم طلب بوده و نه مصداق طلب ، روشن مىشود كه هرچند علم به صلاح با طلب اتّحاد مصداقى دارد ولى در خطابات شرعيّه ، علم به صلاح انشاء نمىشود . آرى اگر علم به صلاح با طلب ، اتّحاد مفهومى داشت چنين حرفى صحيح بود .